تبليغاتX
سکوت سر شار از ناگفته هاست











سکوت سر شار از ناگفته هاست

سرنوشت
چقدر دوست داشتم تو اون لحظه ها اونجا باشم. چقدر دوست داشتم دستات و بگیرم دستم تا فشارش بدی. چقدر دلم میخواست بغلت کنم و زار زار گریه کنم. خودت خوب میدونی که چقدر دلم میخواست اون لحظه های تو رو تجربه کنم . اما سرنوشت من یه جور دیگه بوده همیشه  

گاهی میگم کاش میشد سرنوشت رو از سر نوشت گاهی هم بیخیالش میشم و میگم همینم حالا خیلی بد نیست اگه بعضی چیزها رو ندید بگیرم هر چند که نمیشه ندید و نفهمید و ... هست تا همیشه هم هست !!

امسال عید رو دوست دارم با همیشه و همیشه فرق میکنه خیلی زیاد هم فرق میکنه نمیدونم خوبه یا بده اما خوبیش اینه که متفاوته . نمیدونم یه روز میاد که بخوام این روز رو هم پاک کنم یا نه. راستش مهم هم نیست زیاد بعداً بهش فکر میکنم... (وقتی به تارا رسیدم )

سال نو همگی دوست و آشنا و فامیل مبارک

+نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت10:52 قبل از ظهرتوسط سامه |
عجب دنیایی شده ها

آدم نمیدونه چه خاکی به سر خودش یا بقیه کنه که چوب دو سر گهی نشه

خوبی یه چیز میشنوی بدی یه چیز دیگه میشنوی

میخوای یه چیز میگن نمیخوای یه چیز

کاری به کار کسی هم که نداشته باشی باز کار به کارت دارند....

تو هر سوراخی هم که بری انگشت میکنند تو همون سوراخ بعد که گاز میگیری میگن چرا وحشی شدی !!

خوب بابا جون من انقدر همدیگه رو انگشت نکنید والله به خدا سخت نیست

+نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت7:25 بعد از ظهرتوسط سامه |
........
فرق نمیکنه کجای دنیا باشی

به چه زبونی حرف بزنی

چه ریخت و قیافه ای داشته باشی

چقدر پول داشته باشی

چند نفر دوستت داشته باشند

مهم اینه که ......؟؟

 

+نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت3:18 بعد از ظهرتوسط سامه |
این روزها
این روزها یه جوریم که همش دلم میخواد شاد باشم.

آهنگ شاد گوش بدم برقصم بخندم بگردم بریزم بپاشم

اما خیلی از این کارها یادم رفته خیلی هاش هم .....

هر چند روی هم رفته خیلی خوبم

 

+نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت12:50 بعد از ظهرتوسط سامه |