|
|
|
|
|
چقدر از این آدمهایی که میخوان بگن که بله ما هم حواسمون به همه چیز هست و از همه چیز سر در میاریم و یعنی خیلی میفهمیم بدم میاد از این آیکون پی نوشت : به علت فشار ناشی از سمت امتحانات پایانی و گرمای خفه کننده و کمبود امکانات تفریحی مقادیر زیادی به کله مبارک زور وارد شده و تا حدودی خل شدم
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط سامه
|
بعضی وقتها زبونم تلخ میشه تلخ تر از زهرمار نمیدونم چرا اینجوری میشه اصلا دست خودم نیست . در نهایت بدجنسی دل یه عالمه آدم رو میشکونم و باعث کدورت میشم اما به نیم ساعت نمیکشه که پشیمون میشم اما دیگه پشیمونی چه سودی داره ... دستم هم که نمک نداره بگم عیب نداره من این همه کار واسه خیلیها کردم زبون تلخیم رو جبران میکنه ... برعکس!! همیشه اینو میشنوم که مثل گاو ۹ من شیر ده میمونی که یه عالمه شیر میدی بعدش با یه لگد همشو چپه میکنی یعنی منم یه عالمه خوبی میکنم بعدش با یه نیش زبون همشو خراب می کنم آخه این انصافه که اینجوری مقایسه بشم ؟؟ آخه من گاوم!!! پی نوشت : حالا درسته یه کم اضافه وزن دارم
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط سامه
|
ذهنم درگیر یک گرداب خانمان براندازه که همراهیش نمیتونم بکنم که یا ویران بشه با نجات پیدا کنه توی این گرداب هم خودم هم دلم هم ذهنم بد گیر افتادیم...
+
نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط سامه
|
نمیدونم چرا اینجا دلم تنگه
بهار انگار در غربت نمی روید نشان از آشنایی نیست محبت در نگاهی نیست آغوش همه سرده
+
نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط سامه
|
|