تبليغاتX
سکوت سر شار از ناگفته هاست

Congratulation Dear saameh 

Your Master thesis has been approved 

heyyyyyyyyy

I am fone with the thesis and defence 

It is over finallyyyyyyyyyyyyyy

I wanna dance

I wanna hug everybodyyyyyyyyy

YOHOOOOOOOOOOOOOOO


4th of september 2009 / 14 shahrivae 1388

+ نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط سامه |


بعضی روز ها باید ثبت بشوند مثل دیروز  یک شنبه 16 اگوست 2009....

 پُرم از یه حس قشنگ 

+ نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط سامه |

پسر : مگه من خواستم که دنيا بيام ؟ مگه من گفتم که منو دنيا بياريد ؟ من اصلاً چی کاره بودم واسه به دنيا اومدن شما خودتون يه کاری کردن نتيجه اش شد من. من اصلاً نميخواستم دنيا بيام شما من و اورديد حالا هم بايد خرجم و بديد وظيفه تونه و بايد هر چی من ميخوام بهم بديد.

مادر : زيادی داری شلوغ ميکنی من و بابات اصلاً نميخواستيم تو به دنيا بيای ما قصدمون تو نبود خودت پريدی وسط حالا هم بابت هر کاری که تا حالا واست کرديم سپاسگزار باش بچه ناخواسته !!!


+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط سامه |

چقدر از این آدمهایی که میخوان بگن که بله ما هم حواسمون به همه چیز هست و از همه چیز سر در میاریم و یعنی خیلی میفهمیم بدم میاد

از این آیکون  هم خیلی بدم میاد به نظرم دقیقا معنی همون کار اون آدمها رو میده انگار داره نگاه عاقل اندر سفیه میکنه  خیلی لجم میگیره ازش

پی نوشت : به علت فشار ناشی از سمت امتحانات پایانی و گرمای خفه کننده و کمبود امکانات تفریحی مقادیر زیادی به کله مبارک زور وارد شده و تا حدودی خل شدم

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط سامه |

 

نمیدونم تا آخرش هم همین جوری میمونه یا نه اما الانش رو دوس دارم خیلی زیاد

آرامش و سکوت

ساحل دریا

آسمان پر ستاره

همه و همه چیزهایی بودند که واسه من خیلی لازم بودند

مرسی خدا جونم اینا

 

+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط سامه |