|
|
|
|
|
پسر : مگه من خواستم که دنيا بيام ؟ مگه من گفتم که منو دنيا بياريد ؟ من اصلاً چی کاره بودم واسه به دنيا اومدن شما خودتون يه کاری کردن نتيجه اش شد من. من اصلاً نميخواستم دنيا بيام شما من و اورديد حالا هم بايد خرجم و بديد وظيفه تونه و بايد هر چی من ميخوام بهم بديد. مادر : زيادی داری شلوغ ميکنی من و بابات اصلاً نميخواستيم تو به دنيا بيای ما قصدمون تو نبود خودت پريدی وسط حالا هم بابت هر کاری که تا حالا واست کرديم سپاسگزار باش بچه ناخواسته !!!
+
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط سامه
|
|